تبليغاتX
انتظار و اتنظار و انتظار بسم الله الرحمن الرحیم Untitled 1 انتظار و انتظار و انتظار


 

وصی النبی                                                                                                          

  انتظار و انتظار و انتظار

الهم صل علی جمیع الانبیا و المرسلین و علی سیدهم و سیدنا محمد و آله الطارهین الطیبین المعصومین و لعن دائم علی اعدائهم اجمعین
چند وقت پیش مطلبی راجع به فرق محبین و شیعیان اهل بیت براتون نوشتم که مضموم بیشترش رو از پای منبر شندیم که بیشتر علاقه مند شدم به این موضوع تا به نتیجه رسیدم.

حالا فایل صوتی اون سخنرانی رو پیدا کردم براتون میذارم شاید لازمتون شد

دانلود

البته این بخش جدا  شده ی اون بود بخش تقریبا کلی اش رو می تونید از لینک زیر  دانلود کنید

دانلود 

الهم صل علی محمد و آله الطاهرین ولعن دائم علی اعدائهم اجمعین.

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 


                                                                                                               یا علی
نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387

لينك مطلب

جمعه يعنى يك غزل دلواپسى***جمعه يعنى گريه هاى بى كسى

جمعه يعنى روح سبز انتظار***جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار

بى قرار بى قراريهاى آب***جمعه يعنى انتظار آفتاب

جمعه يعنى ندبه اى در هجر دوست***جمعه خود ندبه گر ديدار اوست

جمعه يعنى لاله ها دلخون شوند***از غم او بيدها مجنون شوند

جمعه يعنى يك كوير بى قرار***از عطش سرخ و دلش در انتظار

انتظار قطره اى باران عشق***تا فرو شويد غم هجران عشق

جمعه يعنى بغض بى رنگ غزل***هق هق بارانى چنگ غزل

زخمه اى از جنس غم بر تار دل***تا فرو شويد غم هجران دل

جمعه يعنى روح سبز انتظار***جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار

بى قرار بى قراريهاى آب***جمعه يعنى انتظار آفتاب

لحظه لحظه بوى ظهور مى آيد***عطر ناب گل حضور مى آيد

سبز مردى از قبيله عشق***ساده و سبز و صبور مى آيد

منبع : دعا ها و نیاز ها


                                                                                                               یا علی
نوشته شده توسط منتظر در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387

لينك مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

 یه مطلبی که به نظرم اومد بنویسم فرق شیعه بودن و شیفته بودنه.

 بعضی از افراد هستند که شیفته ی پیامبر و اهل بیت ایشان هستند. و به عبارتی عاشق معصومین اند.

این افراد نزد خدا و نزد معصومین از ارزش بالایی برخوردارند و خدا و رسول و ائمه محبین رو دوست

دارند.

اما بعضی از افراد هستند که شیعه ی اهل بیت اند . یعنی علاوه بر دوستی با اهل بیت و عشق ورزیدن

به معصومین  یاران ایشان اند که این افراد دارای صفات خاصی اند.

.

به ماجرای زیر توجه کنید

(حتما ادامه ی مطلب را مطالعه کنید موضوع جالب و قابل توجهی است)

 


ادامه مطلب

                                                                                                               یا علی
نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387

لينك مطلب


ابوعبدالله محمّد بن علي جوهري در بغداد از ابوالاحوص محمّد بن الهيثم قاضي از محمّد بن مصعب از اوزاعي از ابوعمار شدّاد بن عبدالله از امّ الفضل دختر حارث روايت كرد كه وي بر رسول خدا ( ص ) وارد شد و گفت :
يا رسول الله ! من ديشب خواب بدي ديدم .
فرمود : چه ديدي ؟
گفت : خواب خيلي بدي بود !
فرمود : چه بود ؟
عرض كرد : خواب ديدم كه گويا پاره اي از بدن تو را بريدند و در دامن من گذاشتند !
رسول خدا ( ص ) فرمود : خواب خوبي ديدي ، به زودي انشاءالله فاطمه وضع حمل مي كند و پسري مي آورد و آن پسر در دامن تو خواهد بود .
همين طور هم شد ، فاطمه حسين را بزاد و همانطور كه رسول خدا ( ص ) فرموده بود ، افتخار دايگيش را به من دادند . روزي بر رسول خدا ( ص ) وارد شدم و حسين را در دامنش نهادم ، لحظه اي روي خود را از من گردانيد ، ديدم اشك از ديدگان حضرت سرازير شد ! پرسيدم : يا نبيّ الله ! پدر و مادرم به قربانت ، شما را چه شد ؟
فرمود : جبرئيل نزد من آمده و مرا خبر داد از اين كه امّتم اين فرزندم را خواهند كشت !
و ضمناً از تربت قبرش كه خاك سرخ رنگي است ، مشتي برايم آورد

---

امام علي بن ابي طالب ( ع ) گفت : روزي من و فاطمه و حسن و حسين ( ع ) محضر رسول خدا ( ص ) بوديم ، ناگهان پيامبر اسلام ( ص ) به سوي ما توجه كرد و اشك از چشمانش در حالي كه نگاهش به ما دوخته بود مي ريخت .
عرض كردم : چه چيزي باعث شد كه شما را به گريه آورد ؟
فرمود : گريه ام به خاطر آن ظلم هايي است كه بعد از من به شما وارد مي كنند .
گفتم : آن ظلم ها چيست ؟
فرمود : گريه مي كنم از شكافتن فرق تو و سيلي خوردن فاطمه و نيزه خوردن ران حسن و مسموم كردن وي و كشتن حسين ( ع ) .
در اين جا بود كه همة اهل بيت گريه كردند . به رسول خدا عرض كردم : خداوند ما را براي بلا و آزمايش آفريد .
حضرت فرمود : اي علي ! بشارت مي دهم در حقّ تو ، چون خداي متعال با من پيمان ببسته كه جز مؤمن تو را دوست ندارند و جز منافق تو را دشمن ندارند .

---------------

روزي رسول خدا ( ص ) و علي ( ع ) به همراهي همديگر از باغ زيبايي گذشتند .
علي ( ع ) عرض كرد : چه باغ زيبايي است ! داراي سر سبزي و خرمي و شادابي است .
رسول خدا ( ص ) فرمود : اي علي ( ع ) ! براي تو در بهشت زيباتر و خرّم تر از اين باغ هست .
علي ( ع ) به همراهي پيامبر ( ص ) راه را ادامه دادند و در اين مسير از هفت باغ زيبا عبور كردند و علي ( ع ) به هر يك از اين باغها كه مي رسيد از زيبايي هاي آن مي گفت و رسول خدا ( ص ) در پاسخ علي ( ع ) در هر باغي مي فرمود : بهتر از اين باغ براي تو در بهشت است .
آنگاه رسول خدا ( ص ) گرية سختي كرد كه علي ( ع ) به خاطر گرية آن حضرت ، گريه نمود .
سپس علي ( ع ) گفت : اي رسول خدا ( ص ) چرا گريه مي كني ؟
حضرت فرمود : اي ابوالحسن ! پس از من زنگار دلهاي اين مردم آشكار مي شود .
علي ( ع ) گفت : يا رسول الله ! « أَفِي سَلامَهٍ مِنْ دِيْني » آيا در آن هنگام دين من سالم است ؟
حضرت فرمود : « في سَلامَهٍ مِن دينِكَ » آري ! دين تو سالم است .

-----

(برگرفته از كتاب اشك ها پيامبر (ص) اثر اقاي مهدي احدي )

-----

از کسی پوشانده نیست که پیامبر چه قدر عاشق اهل بیت بودند. به خصوص« علی فاطمه حسن و حسین » و چه قدر از کرامات اهل بیت می گفتتند. اهل بیت نیز به پیامبر عشق واقعی می ورزیدند و با  عقل فراوان و دل وسیع و بدن نیرومندشان از آیین ایشان دفاع می کردند و بر مسلمانان امت ولی  و امام بودند. و وصی پیامبر .

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


                                                                                                               یا علی
نوشته شده توسط منتظر در جمعه هفدهم اسفند 1386

لينك مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صل علی محمد و آل محمد  و عجل فرجهم.

امروز وفات سید النبیین ،خاتم الانبیا پیامبر اکرم اسلام حضرت محمد - صل الله علیه و آله - وسبط اکبر،

دومین ستاره ی درخشان کهکشان امامت و ولایت حضرت امام حسن بن علی - علیه السلام- هست.

  این دو غم بزرگ رو به محضر گرامی و عزیز حضرت صاحب الزمان امام مهدی (عج)  منجی جهان و وصی

و جانشین رسول الله  و همچنین شیعیان آن حضرت تسلیت و تهنیت  عرض می کنم.

   انشالله بتونیم به لطف و اراده خدای متعال و زیر سایه امام زمان(عج) مقدمات ظهور  رو فراهم کنیم و

بتونیم خدمتی به اسلام و مسلمین بکنیم.

ای مردم غم نخورید که فلان جا مشکل داریم فلان جا چی شده. ان مع العسر یسرا . همراه هر سختی

یک آسانی هم هست. بالاخره آقامون که میاد. برای  سلامتی و فرج آقا امام زمان و قربه الی الله ۳ تا

صلوات خالصانه بفرستید. انشالله پیغمبر روز قیامت شفیع مون باشه و ائمه اطهار از ما دلشاد باشند.

 و خد اهم از ما راضی  .

راستی اگه خدا بخواد و عمری باشه  یک مطلبی رو راجع به انتظار در مورد ظهور حجة خدا براتون می نویسم.

التماس دعا

یا علی

 


                                                                                                               یا علی
نوشته شده توسط منتظر در جمعه هفدهم اسفند 1386

لينك مطلب

يكي از مسائل بحث برانگيز و مورد اختلاف شيعه و سني درباره امام عصر(عج) مهدي شخصي و مهدي نوعي است. اهل سنت معتقدند: مهدي نوعي است و هنوز به دنيا نيامده است اما در آينده متولد مى‏شود و بعد از بزرگ شدن قيام مى‏كند و حكومت جهانى واحد تشكيل مى‏دهد.

مثلا شبراوى شافعى در الاتحاف در اين باره مى‏گويد: شيعه عقيده دارد مهدى موعود كه احاديث صحيحه در رابطه با او وارد شده، همان پسر حسن عسكرى خالص است و در آخرالزمان ظهور خواهد كرد ولى صحيح آن است كه او هنوز متولد نشده و در آينده متولد شده و بزرگ مى‏شود و او از اشراف آل البيت الكريم است. (1)

ابن ابى الحديد در شرح نهج‏البلاغه ذيل خطبه ‏16مى‏گويد: اكثر محدثين عقيده دارند مهدى موعود از نسل فاطمه(ع) است و اصحاب ما معتزله آن را انكار ندارند و در كتب خود به ذكر او تصريح كرده‏اند و شيوخ مابه او اعتراف كرده‏اند. فقط فرق آن است كه او به عقيده ما هنوز متولد نشده و بعدا متولد خواهد گرديد. (2)

اهل سنت ‏بر اين مدعي دليلى از احاديث ‏يا آيات اقامه نكرده‏اند. فقط شهرتى است كه در ميان ايشان به وجود آمده و اين از نتايج منزوى شدن اهل بيت(ع) و برگشتن خلافت اسلامى از آنهاست چرا كه در اكثر كتب حديثي اهل سنت احاديث آمده است كه: مهدى موعود(ع) دوازدهمين امام از ائمه دوازده‏گانه و نهمين فرزند امام حسين(ع) و چهارمين فرزند امام رضا(ع) و فرزند بلافصل امام حسن عسكرى(ع) است و آن حضرت در سال 255 هجرى در نيمه‏شعبان در شهر سامرا از مادرى به نام نرجس به دنيا آمده است.

بنابراين شيعه و اهل سنت در مهدى موعود شكى ندارند و هر دو عقيده به مهدى شخصى دارند. منتها، دورانهاى تاريك و انزواى اهل بيت و عصر حكومت‏سياه بنى‏اميه و بنى‏عباس مانع از آن شد كه اهل سنت چيزى را كه در كتابهاى خود نوشته و نقل كرده‏اند در ميان خود شهرت بدهند و مانند شيعه منتظر آمدن مهدى شخصى(ع) باشند. (3)

پي نوشت:

1 - بشراوى ، الاتحاف ، باب خامس ص 180 ذيل فصل الثانى عشر من‏الائمه ابوالقاسم محمد
2- ابن ابى الحديد، شرح نهج‏البلاغه، ج 1، ص 281
3- اتفاق مذاهب در موضوع موعود آخرالزمان، على اكبر قرشى

 


                                                                                                               یا علی
نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386

لينك مطلب

به سال پانصد و پنجاه و هفت هجرى مردى از اتابكان شام به نام نور الدین محمودبن زنگى بر شام و حجاز حكومت داشت، او حاكمى بود نیكوكار و اهل تهجد و شب زنده‏دارى، شبى پس از تهجد و اعمال شب به خواب رفت و رسول خدا (ص) را در خواب دید.

آن حضرت دو نفر آدم سرخ پوست را به نورالدین نشان داد و فرمود: مرا از دست این دو نفر نجات بده: «یا نورالدین انقذنى من هذین الرجلین» نورالدین با وحشت از خواب پرید، وضو گرفت و نماز خواند و بخوابد رفت، باز آن حضرت را در خواب دید كه مى‏فرمود: مر از دست این دو نفر نجات بده.

نورالدین باز از خواب پرید و مات و مبهوت درباره خواب فكر مى‏كرد دفعه سوم كه به خواب رفت باز حضرت را در خواب دید كه فرمود: مرا از دست این دو نفر نجات بده، دیگر خواب به چشمانش نرفت.

او وزیر صالح و نیكوكارى بنام جمال الدین موصلى داشت، فرستاد وزیر را بیدار كرده و آوردند، او خواب عجیب خود را با وزیرش در میان گذاشت. وزیر گفت: خواب عجیبى است لابد در مدینه اتفاقى افتاده كه علاج آن از تو ساخته است، دیگر توقف روا نیست، هم اكنون باید به طرف مدینه حركت كنى، خوابت را نیز به كسى نگو.

نورالدین همان شب با بیست نفر و وزیرش به مدینه حركت كردند پول زیادى نیز با خود به همراه برد، این كاروان پس از شانزده روز به مدینه رسید، چون به نزدیك مدینه رسید، در خارج آن غسل كرد، بعد داخل شهر شد در روضه ما بین قبر شریف و منبر آن حضرت نماز خواند و آنگاه نشست و نمى‏دانست چه كار بكند.

شب اول فرا رسید، در اولین شب رعد و برق عجیبى در آسمان پیدا شد، و زمین چنان بشدت لرزید كه نزدیك بود، كوهها از جا كنده شود، چون صبح شد مردم در مسجد جمع شدند.

وزیر به مردم گفت سلطان به قصد زیارت رسول خدا (ص) به مدینه آمده و با خود پول زیادى آورده كه به اهل مدینه (حرم الرسول) تقسیم خواهد كرد از آمدن به محضر سلطان غفلت نكنید.

مردم گروه گروه مى‏آمدند، نورالدین به آنها جایزه مى‏داد و در قیافه‏شان دقت مى‏كرد تا مگر آن دو نفر را كه درخواب دیده بود پیدا كند، همه آمده و پول گرفتند ولى آن دو قیافه پیدا نشدند، نورالدین به مأموران گفت: آیا كسى ماند كه پول نگرفته باشد؟ گفتند: نه. مگر دو نفر از اهل مغرب كه آنها هم پول نمى‏گیرند. دو مرد نیكو كارند و بى نیاز، به همه اهل حاجت كمك مى‏كنند، پیوسته روزه مى‏گیرند و دائم الجماعه هستند، گفت: آن دو را نیز بیاورید، چون حاضر شدند، دید همانها هستند كه رسول خدا (ص) در خواب نشان داده است .

نورالدین پرسید شما اهل كجاهستید؟ گفتند: از بلاد مغرب (اروپا) براى حج آمده‏ایم، قصد داریم كه امسال در مدینه در محضر رسول خدا (ص) باشیم. گفت: راست بگوئید قصّه شما چیست، آن دو ساكت شدند، پرسید منزل شما كجاست؟ گفتند: در كاروانسرائى نزدیك حجره شریفه حضرت رسول (ص).

نورالدین آنها را در آنجا نگاه داشت و خود به منزل آنها آمد، دید در منزل آنها پول زیاد و دو عدد توبره و مقدارى كتاب و یك عدد حصیر است. در اینجا حاضران شروع به تعریف و تمجید آن دو نفر كر دند كه اهل شهر از آنها بسیار خوبى دیده‏اند و هر روز در زیارت آن حضرت و زیارت بقیع هستند و هر هفته به زیارت مسجد «قبا» مى‏روند، نورالدین گفت: سبحان الله.

آنگاه وى به كاویدن در منزل آنها پرداخت و چون حصیر را برداشت سردابى ظاهر شد كه بطرف حجره شریفه قبر حضرت رسول (ص) مى‏رفت، حاضران از دیدن سرداب كه به طرف قبر آن حضرت كنده شده به وحشت افتادند.

نورالدین پس از احضار آن دو گفت: جریان خودتان را باز گوئید، بعد آن دو را به شدت شلاق زدند.

بالاخره آنها در اثر شلاق به سخن درآمده و گفتند: ما دو نفر مسیحى هستیم، پادشاه نصارى و كشیش بزرگ، ما را به صورت و زىّ (لباس) حاجیان به اینجا فرستاده و پول زیادى به ما داده تا جسد شریف حضرت رسول را بیرون آورده و به اسپانیا (اندلس) ببریم.

لذا در این كاروانسرا كه نزدیك قبر آن حضرت است منزل گرفته‏ایم، ما شبها این سرداب را مى‏كندیم، روزها به بهانه زیارت بقیع، خاك آنرا در میان قبور مى‏پاشیدیم و مدتى است كه این كار را مى‏كنیم و چون به حجره شریفه نزدیك شدیم، رعد و برق و زلزله ما را هراسان كرد.

نورالدین فرداى آنروز، آن دو را در میان مردم حاضر كرد و در حضور مردم از آنها اقرار گرفت، آن وقت خواب رسول (ص) را به نظر آورد كه آن حضرت او را براى رفع این مشكل اهل دانسته است به شدت گریه كرد.

بعد فرمان داد هر دو نفر را در كنار حجره شریفه گردن زدند، سپس دستور داد، سرب زیادى آماده كردند و در اطراف حجره شریفه خندقى كندند كه به آب رسید، بعد سرب را ذوب كرده و در آن خندق ریختند كه به حكم حصارى در اطراف حجره شریفه شد، بعد از این كار به شام محل حكومت خویش بازگشت.

ناگفته نماند: این خواب و این معجزه را مرحوم محدث نورى در دارالسلام ج 2 ص 109 از كتاب تحفة الازهار سید ضامن مدنى نقل كرده و گوید: در آن سال فضل بن امیر هاشم حاكم مدینه بود.

و نیز سمهودى آنرا در كتاب وفاءالوفاء ج 2 ص 648 نقل كرده و بچند منبع نیز اشاره نموده است و تصریح كرده كه نورالدین محمودبن زنگى در سال پانصد و پنجاه و هفت هجرى به مدینه آمده است .

و نیز ناگفته نماند: نورالدین محمود بن زنگى از اتابكان شام است كه از سال پانصد و چهل تا پانصد و هفتاد و هفت در شام حكومت كردند، نورالدین محمود یكى از سرشناسان آن سلسله است، ابن اثیر در تاریخ كامل ج 9 حالات او را بتفصیل نقل كرده است .

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


                                                                                                               یا علی
نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386

لينك مطلب

توی این پست یک مطلبی رو براتون گذاشتم که شاید ازش استفاده کنید.

توی  این لینک برخی از داستان ها(به صورت عکس و صوت) ، زندگینامه و زیارت نامه۱۴ معصوم وجود داره.

انشالله استفاده کنید و بهره مند شوید .

ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید.

تعجیل در فرج امام زمان صلوات.

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


                                                                                                               یا علی
نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386

لينك مطلب


 

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2008-2010 © by vasiolnabi.blogfa.com

Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM